بیایید درباره زبانی که 450 تا 500 میلیون نفر گویشور دارد, بیشتر بدانیم.

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، می توانند برای اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

آموزش زبان اسپانیایی

 برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ موسسه مراجعه کنید.

وبلاگ مجتمع فنی آموزشی کهکشان


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی, یادگیری زبان اسپانیایی, آموزشگاه زبان اسپانیایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1391ساعت 13:8  توسط علی اکبر فلاحی  | 

این مقاله در نوزدهمین کنگره بین المللی زبان شناسی که امسال در ژنو برگزار شد، پذیرفته و به صورت کارگاهی ارائه شد.

Complexity in Interlanguage Cognitive Network of Persian Speakers: A Case Study of Learning Spanish Phrasal Verbs

لینک مقاله در وب سایت نوزدهمین کنگره بین المللی زبان شناسی


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 دی1392ساعت 0:1  توسط علی اکبر فلاحی  | 

اندکی این مثنوی تاخیر شد    مدتی بایست تا خون شیر شد

عرض سلام و تشکر دارم خدمت عزیزانی که گهگاه سری به وبلاگ من زدند. مدتی بود فرصت نمی کردم چیزی بنویسم، البته هنوز هم فرصت زیادی ندارم، اما تصمیم گرفتم مقاله ای را به شما معرفی کنم که با همکاری سرکار خانم دکتر غیاثیان بالاخره به ثمر رسید و چند ماه پیش در سایت مجله جستارهای زبانی در نوبت چاپ قرار گرفت. امیدوارم  دوستداران زبان اسپانیایی، مدرسان و زبان شناسان از این مقاله استفاده کنند و نظراتشان را با ما در میان بگذارند.

رویکرد شناختی به تحلیل خطاهای فارسی زبانان در کاربرد حروف اضافه منضم به فعل اسپانیایی


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی
+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1392ساعت 12:46  توسط علی اکبر فلاحی  | 

پوستر خاطرات موتورسیکلت

خاطرات موتورسیکلت فیلمی زندگی نامه ای است که بر پایه خاطرات سفر ارنستو گوارا و آلبرتو گرانادو ساخته شده است. این فیلم به کارگردانی والتر سالس جایزه اسکار بهترین ترانه سال 2005 را به خود اختصاص داد.

موضوع فیلم سفر ارنستو گوارا و دوستش آلبرتو گرانادو در 1952 سوار بر موتورسیکلت نورتون 500 آلبرتو است. جالب است که نام موتور سیکلت را هم poderoso گذاشته اند که به معنی قدرتمند است.

ارنستو گوارا یک ترم پیش از اتمام رشته پزشکی به همراه دوست بیوشیمیست اش راهی سفری جهانگردی به طول 14000 کیلومتر می شود تا در کمترین مدت، گستره وسیعی از سرزمین های آمریکای جنوبی را سوار بر یک موتورسیکلت قدیمی و در عین حال قوی زیر پا بگذارند. هدف آنها شروع سفر از آرژانتین عبور از شیلی، پرو، بولیوی و کلمبیا و سپس رسیدن به ونزوئلا است.

آنها در مسیر خود به سوی شمال، ابتدا باید از رشته کوه آند بگذرند، رشته کوهی که همچون دیواری مرز طبیعی میان آرژانتین و شیلی را شکل می دهد. در طول ساحل شیلی پیش می روند و از بیابان آتاکاما می گذرند، سپس به قلب جنگل های آمازون در پرو می روند و سرانجام به ونزوئلا می رسند.

گوارا و دوستش گرانادو در خلال سفر با فقر روستایی های بومی روبرو می شوند. آنها اندک اندک به نابرابری های بیشمار دنیای خود پی می برند. در شیلی است که به گروهی از کمونیست ها برمی خورند که تنها به دلیل عقایدشان به کار اجباری در مسیر جاده های دور افتاده گماشته شده اند. گوارا از نزدیک شاهد برخورد غیر انسانی ماموران با آنها در معدن مس چوکیکاماتا است.

چگوارا و گرانادواما به روایت فیلم، تاثیر گذارترین بخش سفر بر روحیه ی ارنستو، بازدید از ویرانه های ماچوپیچو در پروست. او در ذهن خود در جستجوی دلیلی برای به زانو درآمدن فرهنگ و تمدن عظیم اینکاها در برابر اسپانیایی ها است و سرانجام دلیل آن را در قدرت سلاح های آتشین اسپانیایی ها می یابد.

سکونت چند هفته ای این دو دوست جوان در روستای جذامیان، اوج داستان است. اینجا است که به وضوح می توان تفاوت طبقات فرهنگی جامعه را دید. کارکنان و پزشکان در ساحل شمالی رودخانه و جذامیان در ساحل جنوبی ساکنند. این فضا به نوعی کنایه از اختلاف طبقاتی موجود میان توده های کارگر و توده های حاکم است. ارنستو از پوشیدن دستکش های لاستیکی سربازمی زند و ابایی از ابتلا به بیماری ندارد. او برای درک موقعیت و شرایط جذامیان گویی می خواهد با آنها همدل و یکرنگ شود.

آخرین شب اقامت گوارا در روستای جذامیان بود که ارنستو اولین نشانه های گرایشش به عدالت و برابری را دریافت. همانجاست که اولین سخنرانی سیاسی اش را ایراد می کند. در آن هنگام است که اولین عقاید و آرائش را ارایه می کند، او از هویت آمریکای لاتینی سخن می گوید، هویتی که فراتر از مرزهای مصنوعی و اختلاف آمیز میان کشورهای این بخش از دنیا است.

یکی از زیباترین صحنه های فیلم در همان شب آخر اقامتش در روستای جذامیان رخ می دهد. هنگامی که او با وجود آسم به رودخانه می زند؛ خطر را به جان می خرد و با زحمت، شناکنان عرض رودخانه را تا رسیدن به ساحل جنوبی طی می کند. گویی در کنایه ای ساده ولی تاثیرگذار به تمامی داشته هایش پشت پا می زند تا بعدها در ردای یکی از معروفترین انقلابی های قرن بیستم ظهور کند.

در پایان فیلم، در صحنه ای دو دوست از هم خداحافظی می کنند، آلبرتو می گوید که روز تولدش دومچه گوارا آوریل نیست، بلکه هشتم آگوست است و هدفش از این دروغ ایجاد انگیزه برای به پیش رفتن و اتمام سفر در موعد مقرر بوده است. جالب است که ارنستو می گوید که از اول این موضوع را می دانسته است. فیلم با چهره آلبرتو گرانادو واقعی که آن هنگام 82 ساله بوده است؛ عکس های واقعی سفر و کشته شدن چه گوارا در جنگل های بولیوی در سال 1967 به پایان می رسد.

گرانادو در مارس 2011 در سن 89 سالگی در هاوانا چشم از جهان فرو بست.

نکته جالب این فیلم برای دوستداران زبان اسپانیایی این است که هرچند فیلم درباره دو شخصیت آرژانتینی است، اما هنرپیشه اصلی فیلم Gael García Bernal مکزیکی است او در تمام فیلم سعی می کند با لهجه آرژانتینی صحبت کند، اما در صحنه ای از فیلم برای اینکه کامیونی آنها را سوار کنید فریاد می کشد: ehhh, güey که اصطلاحی کاملا مکزیکی است.

در این فیلم جلوه های طبیعی آمریکای لاتین و برخی از آثار باستانی آن به زیبایی هر چه تمام تر به تصویر کشیده شده است و به بیننده ایرانی برای درک بهتر جغرافیا، فرهنگ، اقوام و افکار این قاره بسیار کمک می کند.

 


برچسب‌ها: چه گوارا
+ نوشته شده در  جمعه 2 دی1390ساعت 0:19  توسط علی اکبر فلاحی  | 

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، می توانند برای اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

 

آموزش زبان اسپانیایی

 برای کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ موسسه مراجعه کنید.

وبلاگ مجتمع فنی آموزشی کهکشان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1390ساعت 13:1  توسط علی اکبر فلاحی  | 

اکامک بوی، انوشه بزی

هفت سین زبان آموزان اسپانیایی 

سال نو با زبان اسپانیایی

آموزش زبان اسپانیایی

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اسفند1389ساعت 19:53  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، می توانند برای اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

 

آموزش زبان اسپانیایی

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 18:28  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، مي توانند برای اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

 

آموزش زبان اسپانیایی

+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد1389ساعت 14:46  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

 

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، مي توانند برای اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

 

آموزش زبان اسپانیایی

+ نوشته شده در  جمعه 23 بهمن1388ساعت 15:1  توسط علی اکبر فلاحی  | 

زبان آموز موفق

در تاریخچه آموزش زبان دوم، شیوه های متعدد و گوناگونی پیشنهاد و طراحی شده اند. اما با وجود به کارگیری روش های نامناسب، همواره افرادی بوده اند که به خوبی از عهده ی یادگیری زبان دوم برآمده اند. از سوی دیگر علیرغم استفاده از شیوه های موفق باز هم افرادی هستند که در یادگیری زبان دوم هیچ موفقیتی کسب نمی کنند. در حقیقت تفاوت های فردی و رویکردهای زبان آموزان نسبت به امر یادگیری یکی از عوامل مهم موفقیت است، یعنی یادگیری تا حد زیادی بستگی به زبان آموز دارد تا به شیوه های آموزش.

در ادامه برخی نکات برای موفقیت در یادگیری زبان دوم پیشنهاد می شود که بیشتر بر نقش زبان آموز در روند آموزش تاکید دارند:

1. مسئولیت پذیری زبان آموز: زبان آموز موفق عهده دار زبان آموزی خود است و انتظار ندارد که تمامی این مسئولیت را کلاس و استاد به دوش بکشد. او با تکیه بر مسئولیت پذیری است که راه و روش شخصی یادگیری زبان را برای خودش تعریف می کند.

2. ساماندهی مطالب: زبان آموز موفق همواره در پی ساماندهی مطالب جدیدی است که می آموزد و در همین روند است که آموخته ی جدید با آموخته های قبلی پیوند می خورد.

3. تلاش خلاق و آزمایشگر: باید همواره در پی آزمودن نکات جدید دستوری و صرفی باشیم. این آزمایش های زبانی به خلاقیت نیاز دارند. زبان آموز موفق خلاق است و قواعد صرفی و نحوی زبان دوم را در ساخت های متنوع آزمایش می کند تا به درک صحیحی از کارکرد آنها برسد.

4. خلق فرصت مکالمه: زبان آموز موفق تشنه استفاده و بکارگیری از زبان دوم است و از بکارگیری آن لذت می برد و این لذت را با دیگران در فضای کلاس یا حتی خارج از آن به اشتراک می گذارد. او می داند که همیشه فرصت مکالمه به زبان مادری را دارد و باید فرصت کلاس و با همکلاسی ها بودن را برای امتحان کردن آموخته هایش غنیمت بشمارد.

5. پذیرش تردید: تردید بخش جدایی ناپذیر زبان آموزی است. فرد موفق به عنوان جنبه هیجان انگیز زبان آموزی به این خصیصه می نگرد. می پذیرد که باید گذرگاه زبان آموزی را با همراهی تردید طی کند و از عدم فهم تمامی اجزا و کلمات جمله دلسرد یا دستپاچه نشود، بلکه با وجود تردید همچنان بر صحبت کردن و گوش دادن ادامه دهد.

6. هر اشتباه گامی به جلو: او به جای آنکه اشتباهاتش را ناشی از مشکلات بیرونی و بخت و اقبال بداند، آنها را به میزان تلاش خود نسبت می دهد یعنی به جای جستجوی توجیه بیرونی به عوامل درونی می نگرد. اینگونه به جای آنکه هر اشتباه موجب تضعیف توانایی هایش شود از هر اشتباه به نفع خود و زبان خود بهره می گیرد.

7. نقش زبان مادری: اکثر زبان آموزان موفق، در بکارگیری زبان مادری خود نیز موفق تر از دیگران عمل می کنند و به زبان مادری تسلط بیشتری دارند. یکی از راه های تقویت زبان دوم، به شکلی باورنکردنی با تقویت توانایی های تولیدی به ویژه نوشتاری زبان اول در ارتباط است. این تاثیر را می توان در چارچوب نوعی انتقال سازنده تعریف کرد.

8.  تصمیم گیری شمی یا اندیشمندانه: زبان آموز موفق در صحبت کردن و شنیدن از سبک شمی استفاده می کند. او برای رسیدن به جواب، حدس هایی را بر اساس تجارب زبانی اش می زند و نزدیکترین حدس را بطور آنی بکارمی برد. در عوض برای نوشتن و خواندن بیشتر از استدلال و توجه به مراحل دستوری و اندیشه استفاده می کند. در اصل برای موفقیت به ویژه در امتحانات استاندارد بایستی زبان آموز به مرحله ای از تعادل میان تصمیم گیری آنی و اندیشمندانه رسیده باشد.

9. عبارت آموزی: حفظ کردن و تمرین و تکرار عبارت های کاربردی زبان دوم یکی از بهترین روش ها برای کمرنگ کردن نقطه ضعف های توانش زبانی است. زبان آموزی که عبارت های زیادی را حفظ کرده است قادر خواهد بود بنابر موقعیت اجتماعی مورد نیاز، با بیان همان عبارت، در حد افراد بومی صحبت کند و عملا زبان خود را در سطحی بالاتر از توانایی واقعی اش بروز دهد. با درونی شدن همین عبارت ها است که زبان آموز قادر خواهد شد تا با تغییر اجزا، جملات و عبارت های بومی مانند جدیدی را بسازد.

10. توجه به سبک: زبان آموز موفق در پی یادگیری زبان به نحوی است که بتواند آن را در سبک های رسمی،غیر رسمی، دوستانه و ... به درستی به کار گیرد.

11. روزی یکساعت به جای هفته ای هفت ساعت: همانطور که همه ی ما برای فراگیری زبان مادری همواره در تماس با این زبان بوده ایم و هر روز نکته ی جدیدی یادگرفته و می گیریم؛ برای یادیگری زبان دوم نیز باید بازه های زمانی کوتاه مدتی را به تمرین و تکرار آموخته های زبان دوم اختصاص دهیم تا ذهن همیشه گرم و آماده باشد. در یک  کلام باید گفت اگر می خواهی هفته ای هفت ساعت تمرین کنی، روزی یکساعت را انتخاب کن تا هفت ساعت در یک روز را.

12. انشا را جدی بگیریم: نوشتن انشا یکی از بهترین راهکارها برای یادگیری اندیشمندانه زبان است. از سوی دیگر بخش زیادی از توانایی زبان آموز را نیز نشان می دهد. درباره یک موضوع انشا بنویسید، سعی کنید موضوع کاربردی باشد. انشا را با کمک استاد تصحیح کنید. سپس جملات و عبارات نوشته شده را حفظ کنید و موضوع را بطور شفاهی برای دیگران توضیح دهید.

هر کدام از دوازده مورد ذکر شده را می توان بخشی از دیگری محسوب کرد، به هر حال تمامی نکات بالا با هم در تعامل و ارتباطند. شاید نکات مفید دیگری نیز به نظر شما برسد که گویای ورود شما به گام اول یا همان مسئولیت پذیری است.

با نگاهی بر کتاب اصول یادگیری و آموزش زبان                                       

 اچ. داگلاس براون، ترجمه دکتر منصور فهیم

 


برچسب‌ها: یادگیری زبان اسپانیایی
+ نوشته شده در  جمعه 23 بهمن1388ساعت 9:50  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، مي توانند براي اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

 

آموزش زبان اسپانيايي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 17:54  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

آکادمی سلطنتی اسپانیا درباره ساعت چه می گوید؟

موضوع چگونگی بیان ساعت یکی از پرسش انگیزترین نکات در  میان اسپانیایی زبان هاست، و این امر در عصر دنیای رقومی (دیجیتال) نمود بیشتری یافته است، زیرا در این دنیای پرشتاب هر روزه شاهد نوآوری جدیدی در صنعت ساعت سازی و نیز در شکل بیان زمان هستیم.

برای بیان ساعت به دو شکل از اعداد شمارشی استفاده می شود:

الف) در شیوه اول از اعداد 1 تا 12 استفاده می شود و دوره زمانی مربوط به آن ساعت هم در صورت نیاز ذکر می شود، این دوره زمانی بخش های مختلف روز و شب است. در زبان اسپانیایی اولین دوره زمانی در بیست و چهار ساعت (De La Mañana) است که از طلوع آفتاب تا ظهر را در بر می گیرد، همچنین می تواند بیانگر نیمه شب تا سحرگاه باشد.

مثال:

A las nueve de la mañana hacía ya un calor insoportable.

Me desperté a las tres de la mañana y ya no pude conciliar el sueño.

دومین دوره زمانی در یک شبانه روز (De La Tarde) است که از نیمروز تا غروب آفتاب را در بر می گیرد.

مثال:

Contraerán matrimonio mañana, a la una de la tarde.

Falleció en su casa a las seis y cuarto de la tarde.

سومین دوره زمانی در یک شبانه روز (De La Noche) است که بیانگر غروب تا نیمه شب است.

مثال:

No llegaron hasta pasadas las once de la noche.

La puerta se cierra a las doce en punto de la noche.

چهارمین دوره زمانی در یک شبانه روز (De La Madrugada) است که دربرگیرنده نیمه شب تا سحرگاه است.

مثال:

A las tres de la madrugada el frío era insoportable.

Una llamada telefónica lo despertó a las cuatro y media de la madrugada.

توجه:

 این عبارت اشتباه است: doce de la tarde زیرا باید یکی از عبارت های صحیح زیر به جای آن به کار گرفته شود:

Doce de la mañana

Doce del día

Doce del mediodía

برای نشان دادن دقیق یک ساعت از عبارات En Punto, Y Cuarto, Y Media, Y Menos Cuarto استفاده می شود. البته در برخی از کشورهای آمریکای لاتین مانند شیلی، ونزوئلا، پرو، مکزیک و اکوادور به جای عبارت Menos Cuarto از ترکیب un o al [Méx.] cuarto para... استفاده می شود.

مثال:

Empiezo muy temprano, un cuarto para las siete (Época [Chile] 11.7.97)

Era un cuarto para las diez (Vargas Llosa Conversación [Perú 1969])

El sol sale a un cuarto para las seis (Morón Gallo [Ven. 1986])

Al cuarto para la una cierra el templo (Elizondo Setenta [Méx. 1987]

شیوه 12 ساعتی بیشتر در متن های ادبی، روزنامه نگاری و هنگامی که ساعت به حروف نوشته می شود کاربرد دارد. اگرچه هنگامی که ساعت به عدد نیز نوشته می شود؛ می توان از این شیوه استفاده کرد، اما در این صورت می بایست برای پرهیز از ابهام، پس از اعداد، از حروف اختصاری a. m. از ترکیب لاتین ante merídiem و p. m. مخفف ترکیب لاتین post merídiem  استفاده شود. 5.30 a. m.  5.30 p. m.

برای ساعت دوازده ظهر توصیه می شود تا از حرف اختصاری m. استفاده شود که مخفف کلمه لاتین meridies است.

مثال:

Estudiantes con carné, gratis antes de las 12 m.

 

ب) شیوه دوم برای بیان ساعت بر پایه اعداد از 0 تا 23 است که در این روش 0 همان نیمه شب است و این مزیت را داراست که دیگر نیازی به توضیحات جانبی و اضافه نیست، زیرا در این شیوه هر ساعت دارای عددی متفاوت می باشد. این شیوه ترجیحا برای بیان ساعت به عدد است و نه به حروف و بیشتر در حالت هایی به کار می رود که مقصود، بیان دقیق زمان با کمترین عناصر است:

مثال:

El autobús saldrá a las 15.30 h de la plaza de España.

 

هرچند پیشتر گفتیم که ترجیحا این شیوه برای نوشتن ساعت به عدد است، ولی گهگاه دیده می شود که در ساختارهایی بسیار ویژه، این شیوه به حروف نیز نوشته می شود.

مثال:

Ingresó el 10 de octubre de 1930, a las diecinueve horas (Baroja Vuelta [Esp. 1944-49])

El sol se había puesto a las diecisiete y, a pesar de las nubes, pude bajar un par de astros (Fogwill Cantos [Arg. 1998])

[La campaña] comenzará oficialmente a las cero horas del viernes (Vanguardia [Esp.] 2.11.95)

ج) همانطور که تا اینجا دیدیم، یک ساعت را می تواند توسط حروف یا اعداد بیان کرد و پایه و اساس این امر بستگی به نوع متن دارد:

 

1-      در متن های ادبی و مطبوعاتی یا هر نوع متن دیگری که بیان دقیق ساعت ضرورتی ندارد، ساعت به حروف نوشته می شود.

مثال:

Su padre lo llamó a las diez de la noche para recordarle que debía acompañarlo al médico al día siguiente.

2- در ساعات کاری، فراخوان ها، صورت جلسه ها، گزارشات فنی یا علمی و یا هر نوع فعالیت دیگری که در آنها، ساعت می بایست به شکل دقیق بیان شود، اعداد بکار می روند.

مثال:

La cena se servirá a las 22.30 en el comedor principal. Se ruega puntualidad.

توصیه می شود که از بکارگیری عدد و حروف در بیان یک ساعت پرهیز شود.

مثال:

ü      las diez de la noche.

·         las 10 de la noche.

در مثال بالا جمله دوم توصیه نمی شود.

استفاده عدد یا حرف به این امر نیز بستگی دارد که آیا ساعت دقیق بیان می شود یا تقریبی. در حالت تقریبی معمولا از اعداد استفاده نمی شود، بلکه ساعت به حروف نوشته می شود، در این حالت از ترکیب هایی مانند:alrededor de, hacia, y pico  و pasadas و غیره استفاده می شود.

مثال:

La orquesta debía comenzar a las ocho y eran las diez pasadas» (Vargas Llosa Casa [Perú 1966])

Hacia las ocho de la tarde dieron por acabada la audiencia (GaPavón Reinado [Esp. 1968])

Aparecía por la clínica diariamente, alrededor de las cinco de la tarde (Marsé Tardes [Esp. 1966])

Serían las dos y pico de la tarde (Chávez Batallador [Méx. 1986])

هنگامی ساعت دقیق اعلام می شود، می توان آن را به حروف یا به عدد بیان کرد. البته همانطور که توضیح داده شد، می بایست نوع بیان ساعت را با سبک متن هماهنگ نمود.

 

د) هنگامی که برای بیان ساعت از اعداد استفاده می شود، می بایست موارد زیر را مد نظر قرار داد:

الف) برای جدا  کردن ساعت از دقایق، از نقطه یا دو نقطه می توان استفاده کرد.

 17.30 o 17:30

ب)  به صورت اختیاری می توان پس از عدد از نماد h به معنی ساعت استفاده کرد و مانند تمامی علامت های نمادین می بایست بدون نقطه نوشته شود، مگر آنکه در انتهای جمله واقع شود.

17.30 h o 17:30 h.

در برخی موارد هم بیان دقیقه و ثانیه نیز ضروری می نماید، برای مثال در متن های خبری، ورزشی، علمی که هدف بیان دقیق لحظه است.

El período de rotación de Marte es de 24 h 37 min 23 s

El primer clasificado hizo un tiempo de 13 h 35 min 14 s

El tiempo de cocción es de 2 h 40 min

ج) برای بیان راس ساعت، از دو صفر به جای دقیقه استفاده می شود. البته می شود این دو صفر را نیز حذف کرد و به جای آن حرف h را گذاشت.

El acto comenzará a las 22 h

22.00 o 22:00

د) هنگامی که از علایم اختصاری a. m., m. y p. m. استفاده می شود، نمی بایست از علامت اختصاری h هم استفاده کرد، زیرا روشن است که این عدد به ساعتی خاص اشاره می کند.

17.30 h, 5.30 p. m. (o 17:30 h, 5:30 p. m.)

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 10:26  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

گسترش آشکار زبان اسپانیایی و رویارویی با چالش ها

 

دبیر کل انجمن آکادمی های زبان اسپانیایی[1]، در مراسم افتتاح اجلاس زبان اسپانیایی در محل سفارت اسپانیا در بوئنوس آیرس با بیان برخی آمار و ارقام، نکات جالبی را در مورد گسترش زبان اسپانیایی خاطر نشان کرد.

وی گفت که هرچند در حال حاضر زبان اسپانیایی از نظر تعداد افرادی که به این زبان صحبت می کنند، در رتبه چهارم قرار دارد، ولی تا سال 2030 پس از زبان چینی در رتبه دوم جهان قرار خواهد گرفت. به عقیده وی تا سال 2050 در آمریکا، در هر دو دقیقه 2.5 نوزاد بدنیا می آیند که متعلق به خانواده های اسپانیایی زبان هستند.

هرچند در این نشت برخی از افراد نیز این نظر را ابراز نموده اند که حضور میلیون ها نفر اسپانیایی زبان در ایالات متحده نه تنها نشانه پیروزی و مایه افتخار نیست، بلکه به نوعی نشان دهنده ناتوانی آمریکای لاتین در حفظ و تامین ساکنان خویش است.

منبع: سایتcastellano



[1] Humberto López Morales

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 5:0  توسط علی اکبر فلاحی  | 

حل تمرینات درس خوراکی ها

 

 

 

 

Ejercicio 1

A:

CARNE:

Pollo- cordero- pavo- cerdo- ternera

 

B:

LEGUMBRES:

garbanzos - lentejas - arroz

 

C:

MARISCOS:

gambas - almejas - centollo - berberechos- mejillón

 

D:

PESCADO:

trucha - dorada - boquerones - salmón

 

E:

VERDURAS / HORTALIZAS:

zanahoria - judías verdes - ajo- espinacas- calabacín- pimiento

 

Ejercicio 2

1(e) - 2(b) - 3(d) - 4(f) - 5(c) - 6(g) - 7(a) - 8(h)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Ejercicio 3

a. sosa

b. amargo

c. saladas

d. crudo

e. caliente

f. dulce

 

تمرینات درس خوراکی ها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 4:34  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

América Latina  یا Hispanoamérica ، کدامیک صحیح تر است؟

ریکاردو سوکا [1]

ایبروآمریکا

کلمه آمریکای لاتین یک نامگذاری تاریخی و از نظر جغرافیایی مبهم است که معمولا اسپانیایی ها آن را رد می کنند و کلمه ایسپانوآمریکا[2] یا ایبروآمریکا[3] را به آن ترجیح می دهند. شایان ذکر است که این دو نامگذاری اخیر گویاتر و دقیق تر می باشند، زیرا کشورهای حوزه دریای کاراییب که مستعمره فرانسه بوده اند،مانند هاییتی، و سرزمین های فرانسه زبان کانادا را از سایر کشورهای منطقه تفکیک می کنند، هرچند که این کشورها به طور معمول در تعریف آمریکای لاتین هم جای نمی گیرند.

با این حال، در سواحل غربی اقیانوس اطلس، به دلایلی که در ادامه توضیح داده خواهد شد، کلمه آمریکای لاتین بیشتر جا افتاده است، و به همین دلیل است که در ایالات متحده تمامی مهاجرانی که از جنوب ریوگرانده می آیند را لاتین[4] می نامند.  یکبار برایم تعریف کردند که یک دختر آمریکایی در دوره های زبان لاتین دانشگاه ثبت نام کرده بود زیرا فکر می کرد که هنگامی که به آمریکای جنوبی مسافرت کند، این زبان خیلی به دردش خواهد خورد زیرا گمان می کرد که مردم آنجا به زبان لاتین صحبت می کنند.

گرایش آمریکایی های اسپانیایی زبان ( یا پرتغالی زبان) در بکارگیری واژه آمریکای لاتین بر پایه دلایل سیاسی و تاریخی است و ریشه در وقایع قرن نوزده میلادی دارد، اما واژه لاتین به دوره های بسیار دورتری در تاریخ باز می گردد: برای پی بردن به منشا این کلمه ما نیز می بایست به روزگاران دور و به نبرد تروا باز گردیم. این نبرد بیش از سه هزار سال پیش روی داده است و بی شک ماجرایی است که توصیفش خالی از لطف نخواهد بود.

در آن روزگار لاتینوس[5] پادشاه بومیان بود، آنها ساکنان بدوی شبه جزیره ایتالیا بودند. افسانه اینگونه است که پس از فتح تروا توسط  یونانی ها، هنگامی که انئاس[6] در مسیر فرار خود به ساحل ایتالیا رسید، لاتینوس به او و خانواده اش پناه داد. انئاس پسری به نام ایولو[7] داشت، طبق افسانه، او پایه گذار خانواده ایولیا بود که سه یا چهار قرن بعد از میانشان رومولو[8] و رمو[9]، بنیان گذاران اسطوره ای شهر رم زاده شدند، و هفت قرن بعد، از نسل همین خانواده، جولیو سزار[10] دیده به جهان گشود.

به روایت افسانه ای دیگر، لاتینو با انئاس نبرد کرد و هر دو در این نبرد کشته شدند، سپس صوری ها[11] و بومی ها بر آن شدند تا با هم متحد شده، قومی جدید را تشکیل دهند، آنگاه نام پادشاه لاتینوس را بر قوم خود نهادند.

گذشته از افسانه های هزاران ساله، براستی رومی ها نام لاتینوس را بر قوم، زبان و فرهنگشان نهادند، که با اوج گیری امپراتوری رم، زبان و فرهنگشان نیز از شمال اسپانیا تا قلمرویی که امروزه رومانی نامیده می شود، گسترش یافت.

پس از سقوط امپراتوری رم، در سرزمین های مختلفی که روزگاری بخشی از قلمرو حکومتی سزارها بودند، زبان لاتین، شکل های گوناگونی را به خود گرفت و اینگونه زبان های گالیسیایی، پرتغالی، کاستیلی، آراگونی، لئونی، کاتالان، فرانسه، رومانیایی، ساردی، اکسیتانی[12]، زبان های بیشمار شبه جزیره ایتالیا و بسیاری زبان های دیگر از دل زبان لاتین سر برآوردند. تمامی این زبان ها را رمانس[13] یا زبان های لاتین نامیدند.

چند قرن بعد، اسپانیایی ها و پرتغالی ها در جستجوی سرزمین های جدید مسیر اقیانوس را در پیش گرفتند، و بیشتر به سوی غرب یا همان قاره آمریکا روانه شدند، هرچند اسپانیایی ها زبان خود را به شمال آفریقا و فیلیپین نیز بردند؛ همان طور که پرتغالی ها نیز زبان خود را در ماکائو گسترش دادند، به نحوی که این زبان منشا کلمات جدیدی در زبان چینی شد که هنوز هم استفاده می شوند. 

از میان سایر زبان های لاتین یا رومانس، فرانسوی ها زبانشان را به کانادا و هاییتی و ایتالیایی ها نیز زبان ایتالیایی را به اتیوپی بردند. تمام این کشورها به خاطر زبانشان کشورهای لاتین نامیده شدند، زیرا از نظر تاریخی و فرهنگی، این زبان ها از یک منشا مشترک منشعب شده بودند.

اقوام استعمار شده توسط اسپانیا را ایسپانوآمریکانو (اسپانیایی-آمریکایی) نامیدند، نامگذاریی که امروزه، بویژه از سوی ساکنان شبه جزیره ایبریا، استفاده می شود. با این حال، دلایل تاریخی و سیاسی موجب شده اند تا در قاره آمریکا، واژه آمریکای لاتین یا لاتینوآمریکا[14] از پذیرش بیشتری برخوردار شود.

در حقیقت، تا آغاز قرن گذشته  میان کشورهای اسپانیایی زبان قاره آمریکا و همسایگانشان که از بطن استعمار دیگر کشورها زاده شدند، مانند: برزیل، هاییتی، گویان و کانادایی های کبک، ارتباط چندانی وجود نداشت.

اصطلاح Amérique Latine در حدود سال 1861 ایجاد شد، هنگامی که ناپلئون سوم برای حمله به مکزیک آماده می شد تا با تحمیل حکومت امپراتور ماکسیمیلیانو[15]  از پیشروی ایالات متحده جلوگیری نماید، این سیاست نیازمند برجسته ساختن عناصر مشترک هویت فرهنگی میان فرانسوی ها و اسپانیایی زبان های قاره آمریکا بود. در آن هنگام یکی از نمایندگان فرانسوی به نام میشل شوالیه[16]  که یکی از نزدیکترین مشاوران ناپلئون سوم بود، این نام را ابداع کرد.

                  ماکسیمیلیان و بنیتو خوارس

بنیتو خوارس [17]در 1867 ماکسیمیلیانو را سرنگون و سپس تیرباران کرد، اما نام خلق شده توسط فرانسوی ها، به عنوان یک عنصر فرهنگی که کشورهای اسپانیایی زبان آمریکا را با گویان فرانسه و هاییتی پیوند می داد، همچنان پا بر جا ماند.

ظهور جریان های چپ سوسیالیست و  آنارشیست در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم میان اسپانیایی زبان های قاره آمریکا نیز شاید عامل دیگری در موفقیت بکارگیری ترکیب  آمریکای لاتین و گسترش آن در خارج از سرزمین اسپانیا باشد، زیرا کاربرد این ترکیب در همان حال که گویای تفاوت آنها با ایالات متحده بود، در عین حال از بکارگیری واژه ایسپانوآمریکا نیز جلوگیری می کرد، زیرا ایسپانوآمریکا واژه ای است که ساکنان شبه جزیره ایبریا برای اشاره به اسپانیایی زبان های قاره آمریکا که روزی مستعمره پادشاهی اسپانیا بوده اند؛ بکار می برند. 

کاربرد کلمه آمریکای لاتین امروزه از سوی روشنفکران برجسته اسپانیایی و فرهنگستان زبان اسپانیا پذیرفته شده است، هرچند این عقیده بر خلاف نظر نویسنده فقید کامیلو خوسه سِلا[18] برنده جایزه نوبل ادبیات است. او با اروپا محوری بی شائبه اش، همیشه از پذیرش این اصطلاح خودداری کرد. سلا همواره بر مبهم بودن این واژه پافشاری می کرد، اما او، از اراده و تمایل مردم آمریکای لاتین برای کاربرد این ترکیب، ناآگاه بود.

این ترکیب جای خود را در ایالات متحده نیز باز کرد، به شکلی که برای اشاره به مهاجران جنوبی از واژه های Hispanic و Latin به یک اندازه استفاده می شود، که این امر به خوبی می تواند اشتباه آن دانشجوی آمریکایی را که به کلاس زبان لاتین رفته بود، توجیه کند.

امروزه با وجود ابهام در مفهوم ترکیب های آمریکای لاتین و لاتینوآمریکا، هر دو ترکیب کاملا پذیرفته شده و مرسوم هستند، و نه تنها در گفتگوهای روزمره، بلکه همچنین درمطبوعات، علوم جامعه شناسی، سیاست و اقتصاد استفاده می شوند، حتی در عنوان سازمان های معتبر بین المللی نیز این ترکیب به چشم می خورد؛ برای مثال، کمیسیون اقتصادی آمریکای لاتین و دریای کارائیب[19] که در 1948 توسط سازمان ملل ایجاد شد.


 [1] Ricardo Soca
[2] آمریکای اسپانیایی: به مجموعه کشورهایی گفته می شود که از مستعمرات اسپانیا سر برآوردند.

[3] به مجموعه کشورهای اسپانیایی زبان آمریکا به علاوه برزیل و مستعمرات پرتغال گفته می شود. (Iberoamérica)

[4] Latino

[5] Latinus

[6] Eneas

[7] Iulo

[8] Rómulo

[9] Remo

[10] Julio Cesar

[11] Tirios

[1۲] El Occitano, lengua de Oc, Lenga d'òc

[13] Romance

[14] Latinoamérica

[15] Maxmiliano

[16] Michel Chevalier

[17] Benito Juárez

[18] Camilo José Cela Trulock; 1916 - 2002 نویسنده اسپانیایی

[19] Comisión Económica para América Latina y el Caribe (CEPAL)

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 3:47  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

دوستان علاقه مند به یادگیری زبان اسپانیایی، مي توانند براي اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه كنند.

آموزش زبان اسپانيايي

درس شماره 3 خوراکی ها (قسمت اول)

Topic: LOS ALIMENTOS (1ª parte)

A - CUATRO SITUACIONES

این درس شامل 4 بخش است که عبارتند از:

  • دیالوگ های کوتاه
  • واژگان مرتبط با دیالوگ ها و متن ها
  • پیشنهادهایی برای روش یادگیری
  • تمرین واژگان

1ª SITUACIÓN: EN EL MERCADO

 

 

A:

¡Buenos días! ¿Qué le pongo?

B:

Quería un kilo de tomates.

A:

¿Algo más?

B:

Sí, me pone también dos kilos de patatas y medio de cebolla.

A:

¿Ya está?

B:

Sí, dígame cuánto es.

A:

Pues, uno de tomates, dos de patatas y medio de cebolla son cinco Euros con sesenta.

 

2ª SITUACIÓN: COMENTANDO LA COMIDA EN UN RESTAURANTE

 

 

A:

Oiga, por favor,¿podría pasarme más este filete? Es que está poco hecho y yo lo quería más hecho.

B:

No se preocupe, ahora mismo se lo traigo.

 

 


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 9:58  توسط علی اکبر فلاحی  | 

حل تمرینات درس آب و هوا درس بعدی درباره خوراکی هاست

SOLUCIONES


EJERCICIOS DE VOCABULARIO

 

-->

 

 

 

 

1

a. HACE: frío-calor-viento-fresco-sol
b. HAY: tormenta-niebla-nieve
c. ESTÁ: nublado-helando-lloviendo-nevando

2

1.(falso), 2.(verdadero), 3.(verdadero), 4.(verdadero),
5.(falso), 6.(verdadero), 7.(verdadero), 8.(falso)

3

1.(hace), 2.(truena), 3.(está), 4.(nieva), 5.(graniza),
6.(pronostica), 7.(llueve), 8.(se derrite),9.
(hiela),
10.(hay)

EJERCICIOS EXTRAS DE VOCABULARIO

 

-->

 

 

 

 

1

1.(infierno), 2.(hace calor), 3.(arco iris), 4.(viento),
5.(sombra), 6.(sequía), 7.(sol)

2

1.(c), 2.(d), 3.(e), 4.(b), 5.(f), 6(a)

3

1. (b), 2. (f), 3. (j), 4.(h), 5.(k), 6(e), 7.(d), 8.(g),
9. (i), 10.(c), 11.(l), 12.(a)

AUTOEVALUCACIÓN:

1. (b), 2. (b), 3. (c), 4. (a), 5. (a), 6. (b),
7. (c), 8. (a), 9. (c), 10.(c), 11. (c), 12. (a)

-->

 

 

 

 

De 0 a 5 respuestas afirmativas:

Si haces un repaso de vocabulario
pasarás de la tormenta al un día soleado

De 5 a 8 respuestas afirmativas:

Quizás deberías prestar un poquito de atención. ¿Ya sabes la diferencia entre rocío y escarcha?

De 8 a 12 respuestas afirmativas:

Tienes todo bajo control pero no te confies demasiado porque puede que el cielo se cubra con algunas nubes

 

 

-->

 

Autora: María Crespo Fernández

  موضوع هفته آینده خوراکی هاست


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مهر1386ساعت 2:59  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

آموزش اسپانيايي 2 (آب و هوا)

 

در اين جلسه به مبحث آب و هوا پرداخته و سعي كرده ايم تا به شكلي مختصر و در عين حال كارامد مطلب را بيان نماييم.

ديالوگ ها داراي جملات پايه و اصلي در زمينه آب و هوا است، در نتيجه توصيه مي كنيم تا براي فراگيري كامل هر مبحث ديالوگ ها را حتما به خاطر بسپاريد زيرا اين شيوه شما را ياري مي كند تا در آينده از همين تركيب ها و جملات براي مكالمه استفاده كنيد.

 دوستان زبان آموز يا اساتيد عزيز حتما بارها با مشكل عدم كسب مهارت مكالمه مواجه شده اند كه ناشي از فقدان تاكيد بر آموزش و فراگيري ساختارهاي جملات و عبارات زبان دوم به شكل مستقيم و بي واسطه است كه عمدتا براي جبران اين كمبود به اشتباه بر فراگيري دستور زبان تاكيد مي شود، در حالي كه در صورت عدم توجه به ساختارهاي شفاهي وتمرين هاي بيان مستقيم  ؛ زبان آموزان با تسلط صرف به دستور زبان هرگز به فصاحت و رواني كلام دست نخواهند يافت و قابليت هاي شفاهي اشان در حد مكالمه اي بي روح، مصنوعي وكسالت بار براي خودشان و مخاطبانشان باقي خواهد ماند.

در ادامه تمرين هايي براي تسلط و آشنايي بيشتر به چگونگي استفاده كلمات درجمله ارايه شده است كه به عنوان نمونه هايي براي آشنايي علاقه مندان با تمرين هاي استاندارد و كارآمد است و بي شك به منظورتسلط زبان آموزان عزيزمي بايست حجم تمرين ها چندين برابر چيزي باشد كه در اين مجال ارايه شده است.

 

 

 


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 16:10  توسط علی اکبر فلاحی  | 

TIEMPO

آب و هوا

A - CUATRO SITUACIONES

 

1ª SITUACIÓN: Preguntar por el tiempo

 

 

Persona 1

¿Qué tiempo hace en tu país en esta época del año?

Persona 2

Pues llueve bastante y nieva mucho más que aquí.

2ª SITUACIÓN:
Hablar sobre el tiempo

 

 

 

 

 

Ana

¡Qué frío hace hoy!

Luis

Bueno, es normal en esta época del año.
Estamos en invierno y ya sabes, febrero es muy frío.

3ª SITUACIÓN:
Expresar el estado físico y el tiempo

 

 

 

 

 

Persona 1

¿Tienes calor?

Persona 2

Un poco, ¿puedo abrir la ventana?

Persona 1

¿Quieres abrir la ventana? pero si hace un frío
horrible fuera.

Persona 2

Bueno, está bien, voy a abrir un poco más la puerta.

4ª SITUACIÓN:
El tiempo en la televisión

Para mañana, el tiempo va a continuar sin cambios. Se espera lluvias en el norte peninsular y en la costa mediterránea. En el centro, las temperaturas seguirán sin cambios. En las islas Canarias las temperaturas serán elevadas, alcanzando un máximo de 20 grados. Los cielos estarán completamente despejados.

 

B- VOCABULARIO

MESES DEL AÑO

 

 

 


برچسب‌ها: آموزش زبان اسپانیایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 15:54  توسط علی اکبر فلاحی  | 

 

زبان پیچانک

 

Trabalenguas

زبان پيچانك : جمله يا عبارتي كه تلفظش به ويژه با صداي بلند و به صورت متوالي مشكل است. البته درتمام زبان ها به چنين جملات و عباراتي بر مي خوريم كه به نوعي مايه سرگرمي مردم نيز هست، ولي زبان پيچانك به غير از سرگرمي بهترين تمريني است كه در ادبيات شفاهي عامه براي اداي صحيح حروف وجود دارد و زبان آموزان نيز مي توانند براي بهبود و دروني ساختن تلفظ حروف از اين جملات استفاده كنند. اساتيد عزيز نيز مي توانند از اين جملات به منظور آموزش زبان، تغيير حال و هواي يكنواخت كلاس و ايجاد علاقه مندي در زبان آموزان بهره گيرند.

براي تمرين در ابتدا مي بايست زبان پيچانك را به آهستگي و با تومانينه ادا كنيم، به نحوي كه هر حرف به طور كامل و صحيح تلفظ شود، پس از تسلط بر اين بخش كم كم سرعت اداي زبان پيچانك را افزايش مي دهيم؛ با اين روش شما قادر خواهيد بود تا پيچيده ترين زبان پيچانك ها را با سرعتي زياد و حتي گاه بهتر از اسپانيايي زبان ها بيان كنيد و از سوي ديگر اين تمرين تاثير به سزايي بر نحوه تلفظ شما خواهد داشت. البته شايان ذكر است كه تلفظ صحيح به مفهوم اداي واضح، يكدست و كامل تمامي حروف و كلمات يك جمله يا عبارت است.

برخي از اين زبان پيچانك ها را به عنوان نمونه در ادامه آورده ايم:

 

 

Pablito clavó un clavito en la calva de un calvito. En la calva de un calvito, un clavito clavó Pablito.

 

Cuando cuentes cuentos, cuenta cuántos cuentos cuentas, porque cuando cuentas cuentos, nunca sabes cuántos cuentos cuentas.

 

Pepe Pecas pica papas con un pico, con un pico pica papas Pepe Pecas.

 

El otorrinolaringólogo de Parangaricutirimícuaro desparangaricutirimicuarizose.

 

El arzobispo de Constantinopla se quiere desarzobispodeconstantinopolitarizar, ¿quién lo desarzobispodeconstantinopolitarizará? 

                                                  

El desarzobispodeconstantinopolitarizador que lo desarzobispodeconstantinopolitarice buen desarzobispodeconstantinopolitarizador será.

 

Tengo un barco camaronero, desencamarónamelo.     

                                        

Tres grandes tigres tragantones tragan trigo y se atragantan.

 

¡Qué triste estás, Tristán, tras tan tétrica trama teatral!

 

Compró Paco pocas copas, y como pocas copas compró, pocas copas Paco pagó.

 

Yo sólo sé una cosa, a saber, sólo sé que no se nada; y si sé que no sé nada, algo sé, porque entonces sé una cosa, siquiera sea una sola, esto es; sé que no sé nada.

 

Historia es la narración sucesiva de los sucesos que se sucedieron susecivamente en la sucesión sucesiva de los tiempos.

 

Erre con erre guitarra, erre con erre carril; rápido ruedan los carros, qué rápido el ferrocarril.

 

Va rico coco comiendo Pepe Pereyra; lo atrapa papá Patricio y brama mamá Mamerta.

 

Cómelo Cosme comilón, con limón, con melón o con melocotón.

 

¿Cómo es que Cosme come como un león, más que como un camaleón?

 

María Ichucena su choza techaba, y un techador que por allí pasaba le dijo: María Ichuzena, ¿techas tu choza o techas la ajena? - Ni techo mi choza ni techo la ajena; yo techo la choza de María Ichuzena.

 

Buscaba el bosque Francisco, un vasco bizco muy brusco, y al verlo le dijo un chusco: ¿Busca el bosque, vasco bizco?

 

No te apoca poco lo no poco que apocopas.

 

Hay Cilicia y Cecilia, Sicilia, Silesia y Seleucia.

 

De Usuahia a Gualeguay ¿Cuántas leguas por agua hay?

 

¿Vais hoy de viaje a Nahuel Huapí, a Carahué, a Cacheuta o al Iguazú?

 

Sin seso a Sosa azuza para que sise, y sisa César sin seso pues lo azuza Sosa, y no cesa César de sisar porque no cesa Sosa de azuzar.

 

Llega Galo al lago y liga luego al lego de Lugo, muy largo de lengua, que al lago llega tras luengas leguas.

 

Me lo han españolizado; no se quien me lo desespañolizará. El que me lo desepañolizare, gran desespañolizador será.

 

El perro de San Roque no tiene rabo porque el carretero Ramón Ramiro Ramirez con la rara rueda de su carro se lo ha arrancado.

 

El perro en el barro rabiando rabea, su rabo se embarra cuando el barro barre y el barro a arrobas le arrebosa el rabo.

 

Quien bien quiere a Beltran, bien quiere a su can.

 

Ese bobo, vino nunca beber debe; vida boba y breve vivirá si bebe.

 

¡Qué col colosal colocó aquel loco en el local, que a aquél que se lo encaló, Colás el loquero encantado alquiló!

 

Esta pipa, papá, para ti tetraédrica traje.

 

Oiga don Diego al godo, y diga como yo digo; que donde digo "digo" no digo "digo" sino que digo "Diego".      

                                                                       

Paco Peco chico rico insultaba como un loco a su tío Federico; y éste dijo: Poco a poco, Paco Peco; poco pico.

 

Para la Lola una lila di a la Adela; mas tomóla Dalila y dije: "¡Hola, Adela, dile a Dalila que dé la lila a Lola!"

 

Daría salario diario, mi Darío, a Diorio el dorio, si lección doria a Darío diariamente diera Diorio.

 

Cuando el medo midió al mudo medio beodo, me dio Olmedo medio miedo.

 

Joaquín Quijano de Jijena quéjase de que deje Jacob con jáquima a la jaca.

 

Miguel Mela con cautela su mala mula inmoló, y dijo Manuel, que esto vió: "¡Mala mula inmola Mela!"

 

La perdiz le dijo al conejo: ¿qué haces, gran viejo?, ¿qué haces, perdiz? le dijo el conejo.

 

Compadre, cómpreme un coco. Compadre, coco no compro; porque el que poco coco come, poco coco compra: yo, como poco coco como, poco coco compro. Compadre, cómpreme un coco.

 

Ro de rabo ra de robe ra de ra de ro de ra...y lo demas ro de rabos inventaras!

Y si tu ele q mo q ele ma q ele alele!

 

Ombligo obligado, obligo ombligado, obligo y ombligo por uno y otro lado.

 

Humanitarista deshumanizado, y misántropo filántropo, no pueden ser. Ni perro que como perro, ni hombre con voz de mujer.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 22:32  توسط علی اکبر فلاحی  |